یکی ندونه فک میکنه یه خانوم جا افتاده این پستو نوشته با این عنوان... ![]()
و از این قبیل حرفا که ناگهان دیدم یکی از بچه ها که لباف نامی بود درحال گزیدن لب و خوردن حرص بود از اینکه چرا وقت پربار کلاس ادبیات ما باید سر همچین مسائل بی ارزشی تلف شه...! پ.ن 3 : زهرا چون قدش بلنده بیشتر از بقیه ازش تجدید خاطره کردیم...