[ و به عبد اللّه پسر عباس در باره نظرى که داده بود و امام موافق آن نبود فرمود : ] تو راست که به من نظر دهى و اگر نپذيرفتم از من اطاعت کنى . [نهج البلاغه]

درد را از هر سو که نوشتيم درد بود

Powerd by: Parsiblog ® team.
+ اگر آمدنت دير شود...(جمعه 19 بهمن 1386 ساعت 2:51 صبح )

اگر از ظلمت ره مي ترسي،


چلچراغ نگهم را به تو خواهم بخشيد


روشني هاي تنم را که نشان سحرند، به تو خواهم بخشيد.


اگر از دوري ره مي ترسي،


دستهايم را که پلي رو به زمان مي بندند


و به کوتاهترين فاصله من را به تو مي پيوندند، به تو خواهم بخشيد.


اگر از تنگي چشم دگران،


اگر از زمزمه ها،


اگر از حرف کسان مي ترسي،


من جدا از دگران به تو خواهم پيوست


خويش را در تو نهان خواهم کرد.


و اگر ترس تو از خويشتن است


من تو را در تن خويش، در رگ و هستي خويش


در تمام ذره ذرات وجودم که پر از خواهش توست


محو و گم خواهم کرد.


تو بيا، که اگر آمدنت دير شود


و اگر آمدنت قصة پوچي باشد


من تو را اي همه خوبي


تا دم مرگ نخواهم بخشيد.


» من
»» کمنت س ( کمنت)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ
[13/5/1387- 2:2 ص] اي تو را چشمان من دلتنگ...
[24/4/1387- 4:53 ع] هي فلاني!
[8/4/1387- 4:13 ع] نشان عشق و شيدايي
[30/3/1387- 4:23 ع] کامپيوتر...
[8/2/1387- 2:21 ص] چه کسي باور کرد؟!
[1/2/1387- 1:49 ص] ت...و...ل...د
[29/12/1386- 4:28 ع] و من تنهاي تنهايم
[9/12/1386- 4:18 ع] بيا ز سنگ بپرسيم
[26/11/1386- 2:10 ص] واي باران...
[19/11/1386- 2:51 ص] اگر آمدنت دير شود...
[11/11/1386- 6:28 ع] تو از پنجره ي عشق چه ها مي خواهي؟
[3/11/1386- 11:47 ص] عجب صبري خدا دارد !
[25/10/1386- 2:17 ع] باز کن پنجره را...
[16/10/1386- 5:24 ع] ماه و سنگ
[7/10/1386- 5:4 ع] وقتي دلت گرفته باشه...
[همه عناوين(20)]

بازديدهاي امروز: 8  بازديد
بازديدهاي ديروز: 3  بازديد
مجموع بازديدها: 3229  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

درد را از هر سو که نوشتيم درد بود
من[20]
وعشق...تنها عشق...تو را به سرخي يک سيب مي کند مانوس...
» بروبچ ز «
» بروبچ ز«











» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: